غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

448

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و قولى آنكه اوقات حياتش شصت و سه سال شمسى و هفت ماه بوده و جمعى كه اين قول را قبول كرده‌اند گويند كه ولادت ابو على در سنهء خمس و ستين و ثلاث مائه بوده و فوتش در سنهء ثمان و عشرين و اربعمائه روى نموده از شيخ ابو على حالات غريبه و امور عجيبه بسيار ظاهر گشته چنانچه بعضى از آن در ميان طوايف انسان اشتهار دارد نقل است كه چون كتاب منطق شيخ بشيراز رسيد علماء فارس بمطالعهء آن اشتغال نموده يكى از ايشان كه اعلم قوم بود در آن رساله چند شبهه كرده آن سخنان را بر جزوى نوشت و آن را مصحوب ابو القاسم كرمانى نزد شيخ فرستاد و ابو القاسم نزديك بغروب آفتاب در بلده اصفهان بملازمت ابو على رسيد و آن جزو را بعرض رسانيد و شيخ تا وقت اداء نماز خفتن با ابو القاسم صحبت داشته بعد از آن بمطالعهء آن شبهات پرداخت و آغاز نوشتن جواب كرد و در آن شب كه داخل ليالى تابستان بود پنج جزو ده ورقى در آن باب كتابت نموده آنگاه بخواب رفت و چون نماز بامداد بگذارد آن اجزا را كه مشتمل بر حل مشكلات و جواب شبهات عالم شيرازى بود بابو القاسم داده گفت ( استعجلت فى الجواب حتى لا يمكث القاصد ) و اكابر شيراز چون اجزا را ديدند و كيفيت تحرير آن را شنيدند متعجب گرديدند آورده‌اند كه روزى در مجلس علاء الدوله مسأله‌اى از علم لغت مذكور شد و شيخ به قدر وقوف در آن باب سخن گفت ابو منصور كه يكى از دانشمندان اصفهان بود و در آن انجمن تشريف داشت شيخ را گفت كه در حكمت و فطانت شما هيچكس را سخن نيست اما لغت تعلق بسماع دارد و شما تتبع اين فن نكرده‌ايد شيخ ابو على ازين سخن متأثر گشته آغاز درس كتب لغت كرده نسخ معتبره كه در آن فن نوشته شده بود بدست آورد تا در علم لغت بمرتبه‌اى رسيد كه فوق آن درجه متصور نبود و بعد از آن سه قصيده مشتمل بالفاظ غريبه در سلك نظم كشيده فرمود تا آن قصايد را نوشته جلد كردند و او را كهنه ساخته در خلوتى نزد علاء الدوله برده گفت چون ابو منصور بملازمت آيد اين قصايد را بوى نموده بگوئيد كه اين رساله را روز شكار در صحرا يافتم و ميخواهم كه مضمون ابيات آن را معلوم كنم و علاء الدوله بر آن موجب بتقديم رسانيده ابو منصور هرچند در مطالعهء آن اشعار اهتمام كرد هيچ معلوم نتوانست فرمود و استكشافى نشد و معترف بعجز و قصور شده دم دركشيد بعد از آن شيخ به مجلس حاضر گشته هر لغتى كه ابو منصور را مشكل بود معنى آن بيان فرمود و فرمود كه اين لغت در كدام كتاب است و در كدام فصل ابو منصور بنور فراست دانست كه اين قصايد خاصهء شيخ ابو على است لاجرم رسم عذرخواهى بجاى آورد و شيخ كتاب لسان العرب در آن ايام تأليف كرد و مفصل ديگر از بعض مؤلفات شيخ اين است كه مسطور ميگردد مختصر اوسط در منطق مبداء و معاد و ارصاد كليهء قانون در چهار مجلد مختصر مجسطى حاصل و محصول در بيست مجلد اتصاف در بيست مجلد كتاب النجاة هدايه اشارات برد اسم مجلدين شفا هژده مجلد علائى فوايح ادويهء قلبيه حكمت مشرقيه حكمت عرشيه بيان جواب رساله قضا و قدر رساله اجرام علويه رساله آلات رصد